در تبلیغات دو نوع تعریف از کیفیت (Quality) وجود دارد.
کیفیت اولیه(Quality) که مربوط به کیفیت محصول یا کالای ماست که در تبلیغات هم به آن اشاره می کنیم. کیفیت دومی، درک و برداشت از کیفیت (Quality Perception) که مربوط به مشتری است. این بسیار مهم تر از اولی است.
در عصر حاضر، اینکه قیمت تمام شده کالا یا خدمات چقدر می شود مطرح نیست، قیمت گذاری باید بر اساس قیمت رقبا مشخص شود.
 
یکی از بهترین و موثرترین روش های تبلیغات،از نوع  آگاهی دهنده (Awareness) است که نام کالا و خدمات را تداعی می کند. اکثر افراد تصور میکنند اگر در یک نوبت تبلیغ کنند باید فیدبک آن را سریعاً و به صورت مستقیم (Direct) در قالب سفارش و یا مراجعه مشتری ببیند. تکرار تبلیغات، به تداعی در ذهن مشتری (Association) بر می گردد. برای همین است که در تکرار کردن تبلیغ در قالب پیام ها و ابزارها یا رسانه های مختلف حائز اهمیت است.
 
تفاوت آگهی Advertisement  و تبلیغات  Advertising در این است که تبلیغات یک فرایند است ولی آگهی نتیجه آن فرایند. آگهی یک ارتباط هدفمند و برنامه ریزی شده است که با پرداخت پول و بمنظور آگهی دادن و ترغیب کردن یک یا چند نفر انجام می شود، ارتباط پل میان فرستنده و گیرنده است، چه با متن چه با تصویر.
در ضمن همه آگهی ها هم از لحاظ دستیابی به هدف های پیشبینی شده، موثر واقع نمی شود و این حقیقت که آگهی به هدف نمی رسد از اعتبار آن نمی کاهد، مهم هدف است.
آنچه درپیام ها گنجانده می شود مهم نیستند، پیام هایی که بازار هدف از آگهی ها دارند مهم است.
 
آگهی دادن نیز دو نوع است:
نوع اول اطلاع دادن که بنا بر عقیده عموم ، قابل قبول بدون فشار و پذیرفتنی است.
نوع دوم آن ترغیبی است که کمتر پذیرفتنی است و یا غیر قابل قبول است.
اینترنت در حال جذب مقادیر زیادی از آگهی های طبقه بندی شده سنتی است. زیرا اینترنت و رسانه های چاپی می تواند  تعداد انبوه مخاطبان  را پاسخ دهد.
 
کمپین تبلیغاتی با یکی از مقاصد زیر طراحی و اجرا می شود:
1- عرضه کردن یک نام (برند) تجاری جدید
2- عرضه کردن یک محصول جدید در قلب یک برند موجود( بسط خط تولید)
3- ترویج نوعی بهبود برای یک برند موجود
4- آگاهی دادن به مردم درباره برندی که تابحال نشنیده اند.
5- نرغیب مردم درباره برندی که می شناسند اما کوششی برای امتحان آن ندارند.
6- ترغیب مصرف کنندگان قبلی یک برند و مصرف مجدد
7- ترغیب مصرف کنندگان فعلی به مصرف پیاپی
8- ترغیب مصرف کنندگان فعلی به مصرف برند به شیوه های مختلف
9- ترغیب یک بازار متفاوت به استفاده از برند( مثلا ثروتمندان و یا جوان ترها)
10- ترغیب خرده فروشان به دریافت و عرصه برند به نحوی که مردم راحت تر آن را بخرند.
 
کمپین های تبلیغاتی باید منافع پایانی End-Benefit متفاوت و متغییری را ترویج کنند که هر یک از بازارهای هدف، طالب آن هستند. در واقع مصرف کننده حس خوشایندی داشته باشد و از ُبعد روانی هیجانی باشد و تمایل داشته باشد تصویر برند  با حال و روزشان متناسب باشد.
نیاز امروز، تاکید و تمرکز برنامه هایی تبلیغاتی بر منافع پایانی است . نیاز دیروز، محصول و عملکرد آن بود.
 
در تبلیغات همیشه ده ها راه برای انجام دادن هر کاری وجود دارد . همه آنها را بررسی می شود و آنقدر آزمایش و آزمایش و آزمایش می شود تا بتوان به گزینه درست رسید. کار دشواری که باید انجام شود البته با دشواری فراوان این  است:
“تعریف کردن بازار هدف خدمات+ تعریف کردن منافع پایانی حاصل از خدمات+به هم آویختن منافع واقعی با منافع هیجانی+انتقال تصویر برند مطلوب”
 
اینکه باور کنیم که شرکت های بزرگ هیچ راهی جز تبلیغ کردن ندارند اشتباه است. آنها از طریق تبلیغ دهان به دهان Word of Mouth یا بازاریابی ویروسی Viral Marketing کار می کنند.
 
آنهایی که به تبلیغات تمایل دارند” به ترتیب بیشترین تمایل به کمترین تمایل” به شرح زیر است:
“خرده فروشان – شرکت های مالی – سرگرمی – رسانه و فراغت – کالا سریع المصرف – کالاهای فناورانه – صنایع خودرویی – وسایل و مواد بهداشتی و آرایشی – مواد دارویی – دولت و خدمات عمومی – آموزشی و امور خیریه – لوارم الکتریکی و خانگی”
 
پرسش کلیدی برای تبلیغ کنندگان فقط این نیست که تبلیغات موجب هر میزان فروش می شود یا نه. پرسش کلیدی این است که فروش به میزانی بوده است که علاوه بر پوشش دادن به هزینه های کمپین، منفعتی را نیز ایجاد کند؟.
 
تبلیغات باید فروش فوری و فروش بلند مدت هر دو را در پی داشته باشد یعنی مشاهده سریع سود، که سرعتش نسبت به کالا ها و خدمات یک تبلیغ کننده و  تبلیغ کننده دیگر، فرق می کند و  همچنین مهیا ساختن منافع مستمر در آینده. برای تبلیغ کنندگان مظهر و نشانه اصلی فروش دراز مدت، برند است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *